جشن و قرعه کشی تسنیم 2:
شنبه 26 ابان ساعت 5 بعد از ظهر
تالار بزرگ وزارت کشور
امروز وفردا در جلسات فشرده داوري بخش وبلاگي جشنواره قرآني تسنيم۲ برگزار خواهد شد.و تمام وبلاگهایی که در تسنیم سنتر و سایت تسنیم 2 لینک شده اند مورد داوری قرار خواهند گرفت .نتيجه داوري در روز اختتاميه (۲۶ آبان ۸۶ ) اعلام خواهد شد و إن شاءالله ۳ نفر به خانه خدا اعزام میشوند.
دومین جلسه حلقه وبلاگی رادیو جوان 17 ابان برگزار خواهد شد.زمان و مکان جلسه توسط رادیو جوان و وبلاگهای رادیو جوان اعلام خواهد شد.
From: haghir@bandeh God
to: God@behesht com
subject: amadam
سلام زیبای زیبا آفرین.
خدای محبوب و عزیز من.
وقتی مهمونی میریم هرچی میزبان کلاسش بالاتر باشه.ما هم سعی میکنیم با ظاهری اراسته تر حاضر بشیم.یعنی هرچی میزبان با حال تر تیپ و قیافه ما هم بهتر.
با این اوصاف تو مهمونی شما که از همه زیبا تر و بهترید و مثل و مانندی براتون نیست چه جوری باید حاضر بشیم؟
دیگران رو نمیدونم اما من از دو ماه قبل ماه رمضون به هر دری زدم تا بهترین های هستی رو درونم جمع کنم .تا مبادا جلوی مخلوقم ،زیبایی مثل شما ابروم بره.
خدایا!من بنده توام و میدونم ریز و درشت کارام دستتونه پس حتماً میدونید که به غیر از شبای دلتنگی وقتایی که بد جوری دلم میگرفت و هیچ کس غیر از خودتون نمیتونست مرهمی برام باشه از یه روزنه تو اتاقم آسمون رو نگاه میکردم و دردمو بهتون میگفتم شما هم جوابمو میدادینو منو به صبر دعوت میکردین دیگه سراغی از کلام زیبای شما نمیگرفتم.
از وقتی تسنیم شروع شد رفتم سراغ کتب تفسیر اوایل فقط برای پیدا کردن مطلب برای گذاشتن تو وبلاگ و گرفتن ایده برای نوشتن متن ادبی و این جور چیزا بود.اما یه کم که تو همون تفاسیر بیشتر دقت کردم دیدم عجب چیزیه این قران!خدا وکیلیش حرف نداره.از هرچی بگی توش هست.وقتی میخوندم و با قدرت تفکر و ادراک محدود انسانیم تو ایات تعمق میکردم مو به تنم راست میشد.تمام بدنم میلرزید.این که چه جوری از یه مایع پست و ناچیز ماها رو خلق کردی و فهم و شعورمون دادی.چه عذابهایی که برای کافران آماده کردی.خدا رو شکر که من مسلمانم و شیعه دوازده امامی.

میدونم از ابرار نیستم و شاید خیلی وقتها توی خوبی های منم بیش از راه شما.سود و غرض شخصی بوده اما از ته قلبم نیکان رو دوست دارم.مخصوصا حضرت علی و فاطمه که هست ما از انهاست.دارم تلاشم رو میکنم تا تو دیار باقی سندس پوش و تسنیم نوش باشم.نمیدونم جامی از رستگاری به من میرسه یا نه.این ماه تاثیر شگرفی رو من داشت.به خصوص حس میکنم با قران بیشتر مانوس شدم.و البته اینو به بچه های شبکه جوان مدیونم به خاطر حرکت عظیم و زیبای قرانی شون.
یه روز که با بچه ها نشسته بودیم و صحبت میکردیم یکی شروع کرد به بدگویی از یه بنده شما منم گفتم خجالت نمیکشی؟زبون روزه و غیبت.اونم گفت راست میگی بزار عید فطر بیاد بعدش هر چه قدر دلم خواست غیبت میکنم و دروغ میگم ماه رمضونم فقط افطاراش به درد میخوره !.
استغفرٌ الله. خدایا شکرت که همچین دید مادی ای به ماه عسلتون ندارم.ولی هنوز نتونستم خودم رو از شر این دنیای نقد عاجل خلاص کنم.کمکم میکنید؟میدونم که خیلی دوسم دارید پس حتما دستم رو میگیرید.اخه اگه به من علاقه نداشتید که اصلا خلقم نمیکردید.
من هیچ وقت نتونستم بفهمم برای چی اونایی که میرن مکه همیشه میگن با یه یغض غریبی صحبت میکنن.تا حالا که نتونستم درک کنم و بفهمم برای چی اینجوریه.یه شب حرفای دکتر گیل ابادی رو تو یه برنامه تلویزیونی وقتی مشرف شده بودن به خونه شما شنیدم باز هم هاج و واج مونده بودم و کوچکترین چیزی از بین حرفها و هق هق هاشون دستگیرم نمیشد.
یعنی میشه من تو جشن تسنیم برنده حج بشم و از نزدیک کعبه رو ببینم؟اون موقع چه حسی به من دست میده؟نمیدونم.اصلا من لیاقت دارم،لایق این لطف و عنایت بزرگ هستم؟واقعا نمیدونم.
امشب تو این سکوت،تو این سیاهی شب،یادگاری آخرم رو پست میکنم تو کوزه های بلورین.
خدایا شما پیشکشم رودفتر تسنیم من رو قبول میکنید؟
message sent
delivered to God

علی (ع)میفرماید:دنیا! تو را طلاق دادم و سه طلاقه هم کردم و رجعتی هم در این طلاق نیست.
اعزبی غنی ای دنیا از من دور شو.!فو الله لا اذل لک فتستذ پلینی و لا اسلس لک فتقودینی ای دنیا!به خدا قسم هرگز تسلیم و رام تو نمیشوم که مرا خوار و زبون کنی.علی(ع)همیشه در مقابل دنیا یعنی در مقابل اشیاء یک حالت عصیان و تمرد و سر کشی دارد و هیچ اجازه نمیدهد که دنیا در روح او چنگ بیندازد.ولا اسلس لک من مهارم را به دست تو نمیدهم.که هر کجا که بخواهی یکشی و ببری.این همان زهد اسلامی و ترک دنیای اسلامی است،همان ازاد زیستن و خود را نسبت به نعمتهای دنیا نفروختن است.
باز امام علی میفرمایند:مردم در بازار دنیا دو دسته هستند:یک دسته خود را میفروشند و پول خودشان را میگیرند،و دسته دوم مردمی هستند که در دنیا خود را میخرند و ازاد میکنند.
یک وقت حضرت علی (ع) درهم و یا دیناری را که مال خودشان بود کف دست گرفت،قدری به ان نگاه کرد و فرمود:ای پول!تو تا وقتی که در دست من هستی،مال من نیستی.درست عکس حرف های ما.ما میگوییم:تا وقتی پول مال من است که در جیب من است.و وقتی خرج کردم از دست من رفته است.اما علی (ع)میگویند:تو تا وقتی که در دست من هستی مال من نیستی.چرا که تا وقتی در دست من هستی باید مال تو و نوکرت باشم و تو را نگه دای کنم.تو انوقت مال من هستی که خرجت کرده باشم و الا تا وقتی که تو را نگه داشته باشم تو مال من و در خدمت من نیستی،من مال تو و در خدمت تو هستم.
حضرت علی(ع)از جلوی یک قصابی میگذشت.قصاب چشمش به علی(ع) که افتاد عرض کرد:امروز گوشتهای خوبی اورده ایم.اگر میخواهید بهریدوحضرت فرمود:پول ندارم.قصاب گفت:من برای پولش صبر میکنم.فرمودند:من به شکم خود میگویم صبر کند چرا از تو گوشت بگیرم که تو بخواهی برای پولش صبر کنی؟من شکمم را وادار به صبر میکنم که این مقدار مقروض و مدیون تو نباشم.
استاد شهید مرتضی مطهری
×پژواک×
مردی در یکی از دره های کوه های پیرنه قدم میزد،که به چوپان پیری برخورد.چوپان او را در غذایش شریک کرد و مدت درازی کنار هم نشستند و از زندگی صحبت کردند.
مرد میگفت:اگر کسی به خدا اعتقاد داشته باشد،باید بپذیرد که آزاد نیست،چون خداوند هر گام او را هدایت میکند.
در پاسخ؛چوپان او را به دره تنگ عمیقی برد که در ان،پژواک هر صدایی به وضوح شنیده میشد. گفت:زندگی این دیوار هاست و سرنوشت فریادی ست که هر یک از ما میکشد.انچه انجام میدهیم تا قلب خداوند بالا میرود،و به همان شکل به طرف ما برمیگردد.
اعمال خدا به سان پژواک کردار ماست.
« پائولو کوئلیو»
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
این جهان کوه است و فعل ما ندا سوی ما اید نداها را صدا (مولوی)
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
×وسوسه×
بیگانه ای به صومعه اسکتا رفت،سراغ کشیش را گرفت و گفت:میخواهم زندگی ام را بهتر کنم،اما نمیتوانم خودم را از افکار گناه آلود رها کنم.
پدر روحانی متوجه شد که در بیرون باد تندی میوزد و گفت:میتوانی از بیرون کمی باد بگیری و بیاوری تا اتاق را خنک کند؟
بیگانه گفت:غیر ممکن است.
راهب گفت:همین طور بازداشتن خودت از آزاد اندیشیدن به انچه خداوند را می ازارد غیرممکن است.اما اگر بدانی چگونه باید به وسوسه ها پاسخ "نه" بدهی هیچ آسیبی به تو نمیرسد.
« پائولو کوئلیو»

خداوند در سوره انسان به عنوان آخرین پاداش بهشتی که در این آیات نامبرده شده است میفرمایند:
و سقاهم ربهم شرابا طهورا
درست است که در لابه لای این نعمتها نیز سخن از نوشیدنی های گوارا از جام هایی که از سلسبیل پر میشوند و بهشتیان از آن سیراب میگردند در میان بود ولی میان انها و انچه در این آیه آمده است تفاوت بسیار است؛زیرا از یکسو در انجا ساقی ((ولدان مخلدون))بودند اما در اینجا ساقی خدا ست. و چه تعبیر عجیبی؟مخصوصا با تکیه بر کلمه رب.
خداونی که همیشه این انسان را پرورش داده و مالک و مربی اوست،اکنون نوبت آن است که ربوبیتش را به حد اعلی برساند،و با دست قدرتش از جام شراب طهور بندگان ابرار و نیکان را سیراب و سرخوش کند
و از سوی دیگر طهور به معنی چیزی ست که هم پاک است و هم پاک کننده و آن چنان روحانیت .نورانیت ونشاط به اومیبخشدکه وصفش درهیچ عبارتی نمی گنجد.
درحدیثی ازامام صادق (ع)نقل شده است قلب وجان آنان راازهمه چیزجزخداوند پاک میکند.
پرده های غفلت رامیدرد حجابها راازبین میبرد وانسان را شایسته حضور دائم درجوار قرب خدامیکند.
نشئه شراب طهورازهرنعمتی برتروازهرموهبتی بالاتراست .
اگرشراب آلوده دنیاعقل را زائل میکندوانسان راازخدادورمیسازد اماشراب طهوری که بادست ساقی (الست)داده میشوداوراار"ماسوی الله"بیگانه کرده .غرق درجمال وجلال اومیکند.
رسول خدا:جرعه ای ازاین شراب طهور به آنهاداده شده وخدابوسیله آن قلوب آنهاراازحسد(وهرگونه صفات رذلیه)پاک میسازد.
تعبیربه طهوردرقرآن مجیدفقط دردومورد آمده :یکی درموردباران "فرقان48"که همه چیزراپاک و زنده میکندودیگردرآیه مورد بحث درباره شراب مخصوص بهشتی که آن نیزپاک کننده وحیات بخش است.
غلامرضا قنبرزاده از بابل
اگر به آيات زيباي سوره انسان دقت نمائيم به حديث زيبا از سخنان حضرت علي مي توان برسيم دنيازندان مومن است و مرگ تحفه او است و بهشت ماواي او. اميرالمومنين(ع)


